جستجو
این کادر جستجو را ببندید.
جستجو
این کادر جستجو را ببندید.
جستجو
این کادر جستجو را ببندید.

ثبات اولیه ایمپلنت یا Primary Stability چیست؟ تفاوت Insertion Torque و ISQ

ارزیابی ثبات اولیه ایمپلنت یا Primary Stability و تفاوت Insertion Torque و ISQ، بررسی عوامل مؤثر بر اندازه‌گیری و محدودیت‌های تفسیر بالینی را بر پایه شواهد

ثبات اولیه ایمپلنت چیست؟ تفاوت Insertion Torque و ISQ

در ایمپلنتولوژی، ارزیابی ثبات ایمپلنت یکی از بخش‌های مهم تصمیم‌گیری حین جراحی و پیگیری روند ترمیم است. با این حال، ثبات ایمپلنت مفهومی چندبعدی است و نمی‌توان آن را به یک عدد یا نتیجه یک اندازه‌گیری منفرد محدود کرد.

ثبات اولیه ایمپلنت (Primary Stability) به پایداری مکانیکی ایمپلنت بلافاصله پس از قرارگیری در استخوان اشاره دارد. این پایداری تحت تأثیر عواملی مانند کیفیت و کمیت استخوان، طراحی ایمپلنت، ابعاد آن و پروتکل آماده‌سازی بستر جراحی قرار می‌گیرد. در مقابل، ثبات ثانویه با فرایندهای زیستی ترمیم استخوان و ایجاد تماس استخوانی با سطح ایمپلنت ارتباط دارد. [3، 4، 6]

در محیط بالینی، دو شاخص پرکاربرد برای ارزیابی ثبات ایمپلنت عبارت‌اند از گشتاور ورود ایمپلنت (Insertion Torque یا IT) و شاخص ثبات ایمپلنت (Implant Stability Quotient یا ISQ). با وجود آنکه هر دو اطلاعاتی درباره ثبات ایمپلنت ارائه می‌کنند، مبنای اندازه‌گیری آن‌ها یکسان نیست و نتایج آن‌ها را نباید مستقیماً معادل یکدیگر دانست. [1، 2]

در این مقاله، مبانی علمی این دو روش، تفاوت‌های آن‌ها، عوامل مؤثر بر تفسیر نتایج و محدودیت‌های استفاده از آن‌ها در تصمیم‌گیری بالینی بررسی می‌شود.

۱. ثبات اولیه و ثبات ثانویه ایمپلنت چه تفاوتی دارند؟

برای درک صحیح شاخص‌های اندازه‌گیری، ابتدا باید میان دو مفهوم ثبات اولیه و ثانویه تمایز قائل شد.

ثبات اولیه (Primary Stability)

ثبات اولیه یک پدیده عمدتاً مکانیکی است که در زمان قرارگیری ایمپلنت ایجاد می‌شود. میزان درگیری مکانیکی ایمپلنت با استخوان اطراف آن، ویژگی‌های طراحی ایمپلنت و نحوه آماده‌سازی بستر جراحی در این پدیده نقش دارند.

عواملی که ممکن است بر ثبات اولیه تأثیر بگذارند عبارت‌اند از:

  • کیفیت و کمیت استخوان در محل کاشت؛

  • ضخامت و ویژگی‌های استخوان کورتیکال و ترابکولار؛

  • قطر، طول، شکل بدنه و طراحی رزوه‌های ایمپلنت؛

  • قطر و هندسه استئوتومی و پروتکل دریلینگ؛

  • تکنیک جراحی و نحوه نشاندن ایمپلنت در بستر آماده‌شده.

به همین دلیل، یک عدد مشخص از گشتاور ورود یا ISQ را نمی‌توان بدون توجه به شرایط بالینی و ویژگی‌های سیستم ایمپلنت تفسیر کرد. [3، 5، 6]

ثبات ثانویه (Secondary Stability)

ثبات ثانویه بیشتر با فرایندهای زیستی ترمیم استخوان و استئواینتگریشن (Osseointegration) ارتباط دارد. در این مرحله، بازسازی استخوان و ایجاد تماس عملکردی میان استخوان و سطح ایمپلنت به تغییر وضعیت ثبات در طول زمان کمک می‌کنند.

در دوره ترمیم، سهم نسبی ثبات مکانیکی اولیه و ثبات زیستی ثانویه ممکن است تغییر کند. برخی مطالعات کاهش موقت ثبات اندازه‌گیری‌شده در مراحل اولیه ترمیم و افزایش بعدی آن را گزارش کرده‌اند؛ با این حال، روند و زمان‌بندی این تغییرات برای همه بیماران، محل‌های کاشت و سیستم‌های ایمپلنت یکسان نیست. [3، 6]

نکته مهم این است که ثبات اولیه مناسب به‌تنهایی تضمین‌کننده استئواینتگریشن یا موفقیت بلندمدت ایمپلنت نیست. کیفیت ترمیم، شرایط موضعی، مدیریت نیروهای واردشده و سایر عوامل مرتبط با بیمار و درمان نیز اهمیت دارند. [4]

۲. گشتاور ورود ایمپلنت (Insertion Torque) چیست؟

گشتاور ورود ایمپلنت معیاری از مقاومت چرخشی است که ایمپلنت هنگام پیشروی در بستر استخوانی با آن مواجه می‌شود. این مقدار معمولاً در زمان کاشت و به کمک موتور جراحی یا ابزارهای اندازه‌گیری گشتاور ثبت می‌شود و واحد آن نیوتن‌سانتی‌متر (N·cm) است. [5، 7]

در بسیاری از مطالعات، بیشینه گشتاور ثبت‌شده هنگام جای‌گذاری یا Peak Insertion Torque به‌عنوان شاخصی از ثبات مکانیکی اولیه بررسی می‌شود.

گشتاور ورود چه اطلاعاتی ارائه می‌کند؟

گشتاور ورود، تصویری از مقاومت مکانیکی ایمپلنت در برابر چرخش هنگام کاشت ارائه می‌کند. این اطلاعات می‌تواند به درک وضعیت درگیری مکانیکی ایمپلنت با استخوان کمک کند؛ اما باید توجه داشت که گشتاور ورود، اندازه‌گیری مستقیم کیفیت استئواینتگریشن یا پیش‌بینی قطعی نتیجه درمان نیست.

افزایش گشتاور ممکن است با افزایش درگیری مکانیکی همراه باشد، اما به‌تنهایی نشان نمی‌دهد که تمام شرایط لازم برای ترمیم مطلوب فراهم شده‌اند. همچنین گشتاور بالا در همه شرایط الزاماً مطلوب نیست؛ زیرا میزان فشردگی استخوان و تنش‌های مکانیکی ایجادشده نیز باید در نظر گرفته شوند. [5، 8]

چه عواملی بر Insertion Torque تأثیر می‌گذارند؟

مقدار گشتاور ثبت‌شده ممکن است تحت تأثیر عوامل زیر قرار گیرد:

۱. ویژگی‌های استخوان: تراکم استخوان، ضخامت کورتکس و ساختار استخوان در محل کاشت می‌توانند بر مقاومت مکانیکی هنگام ورود ایمپلنت اثر بگذارند.

۲. طراحی ایمپلنت: شکل بدنه، هندسه رزوه‌ها، طراحی کلی و ابعاد ایمپلنت بر نحوه درگیری آن با استخوان اثرگذارند.

۳. آماده‌سازی بستر جراحی: قطر و عمق استئوتومی، نوع و ترتیب دریل‌ها و پروتکل آماده‌سازی می‌توانند بر گشتاور نهایی تأثیر داشته باشند.

۴. تکنیک جراحی: نحوه پیشروی ایمپلنت، رعایت دستورالعمل‌های سیستم مورد استفاده و شرایط واقعی بستر استخوانی از دیگر عوامل مهم هستند.

بنابراین، مقایسه گشتاور ورود دو ایمپلنت بدون توجه به تفاوت سیستم‌ها، طراحی ایمپلنت و پروتکل جراحی می‌تواند گمراه‌کننده باشد. [5، 7، 8]

۳. شاخص ISQ چیست و چگونه اندازه‌گیری می‌شود؟

شاخص ISQ مخفف Implant Stability Quotient است و برای بیان نتیجه اندازه‌گیری ثبات ایمپلنت با استفاده از تحلیل فرکانس تشدید (Resonance Frequency Analysis یا RFA) به کار می‌رود.

در این روش، یک مبدل مخصوص به ایمپلنت یا جزء سازگار با سیستم اندازه‌گیری متصل می‌شود. دستگاه با تحریک و ثبت پاسخ ارتعاشی مجموعه، اطلاعاتی درباره رفتار مکانیکی آن به دست می‌آورد و نتیجه را به‌صورت مقدار ISQ گزارش می‌کند. [3، 6]

برخلاف گشتاور ورود که معمولاً هنگام کاشت ثبت می‌شود، اندازه‌گیری RFA غیرتهاجمی است و می‌توان آن را در زمان‌های مختلف، با رعایت دستورالعمل دستگاه و روش اندازه‌گیری، تکرار کرد.

ISQ چه چیزی را اندازه می‌گیرد؟

مقدار ISQ شاخصی از وضعیت مکانیکی مجموعه ایمپلنت و استخوان اطراف آن است. این عدد می‌تواند برای ثبت وضعیت پایه و بررسی تغییرات ثبات در طول زمان مفید باشد؛ اما اندازه‌گیری مستقیم و بافت‌شناختی استئواینتگریشن محسوب نمی‌شود.

مقدار ISQ ممکن است از عوامل مختلفی تأثیر بپذیرد، از جمله:

  • کیفیت و ساختار استخوان اطراف ایمپلنت؛

  • طراحی و ابعاد ایمپلنت؛

  • ویژگی‌های محل اتصال مبدل و نحوه نصب آن؛

  • شرایط موضعی استخوان و وجود نقایص استخوانی؛

  • جهت اندازه‌گیری و نحوه اجرای پروتکل سنجش.

مرور ادبیات منتشرشده توسط Huang و همکاران در سال ۲۰۲۰، عوامل متعددی را که می‌توانند بر نتیجه ISQ تأثیر بگذارند، شناسایی و بررسی کرده است. این مرور همچنین بر محدودیت شواهد برای تعیین قدرت پیش‌بینی برخی از این عوامل تأکید می‌کند. [3]

به همین دلیل، در ثبت و مقایسه اندازه‌گیری‌ها بهتر است از روش تکرارپذیر، تجهیزات سازگار و شرایط اندازه‌گیری تا حد امکان یکسان استفاده شود.

۴. تفاوت Insertion Torque و ISQ در یک نگاه

ویژگی Insertion Torque ISQ
مبنای اندازه‌گیری مقاومت چرخشی هنگام ورود ایمپلنت پاسخ ارتعاشی مجموعه ایمپلنت و استخوان
روش اندازه‌گیری ابزار ثبت گشتاور هنگام کاشت تحلیل فرکانس تشدید (RFA)
واحد یا خروجی نیوتن‌سانتی‌متر (N·cm) مقدار شاخص ISQ
زمان کاربرد معمول حین قرارگیری ایمپلنت بلافاصله پس از کاشت و در پیگیری‌های بعدی
کاربرد اصلی ارزیابی مقاومت مکانیکی هنگام ورود ثبت وضعیت مکانیکی و بررسی تغییرات ثبات
محدودیت مهم وابستگی به طراحی ایمپلنت، استخوان و پروتکل جراحی تأثیرپذیری از عوامل آناتومیک، طراحی و روش اندازه‌گیری
آیا به‌تنهایی موفقیت را پیش‌بینی می‌کند؟ خیر خیر

این دو روش اطلاعات مرتبط اما متفاوتی فراهم می‌کنند. بنابراین، هیچ‌یک را نباید جایگزین کامل دیگری یا معیاری مستقل برای پیش‌بینی قطعی نتیجه درمان در نظر گرفت. [1، 2، 4، 7]

۵. آیا بین Insertion Torque و ISQ همبستگی وجود دارد؟

این پرسش از نظر بالینی اهمیت زیادی دارد؛ زیرا اگر دو شاخص همواره رابطه مستقیمی داشتند، احتمالاً می‌شد مقدار یکی را برای تخمین دقیق دیگری به کار برد. با این حال، شواهد علمی چنین رابطه‌ای را به‌صورت یکنواخت در همه شرایط تأیید نمی‌کنند.

شواهد مطالعات و مرورهای علمی

مرور نظام‌مند Lages و همکاران، ۲۰۱۸

این مرور نظام‌مند، رابطه میان گشتاور ورود و تحلیل فرکانس تشدید را بررسی کرد. از میان مطالعات شناسایی‌شده، ۱۲ مطالعه وارد مرور نهایی شدند. نویسندگان همبستگی آماری معناداری بین ISQ و گشتاور ورود پیدا نکردند و قطعیت شواهد را به دلیل خطر سوگیری و محدودیت‌های مطالعات پایین ارزیابی کردند. [2]

مرور نظام‌مند Monje و همکاران، ۲۰۱۹

این پژوهش رابطه میان ثبات مکانیکی اولیه و ثبات زیستی ثانویه را بررسی کرد. یافته‌ها نشان دادند که هرچند ثبات اولیه در دستیابی به ثبات ثانویه نقش مهمی دارد، ارتباط شاخص‌های ثبات اولیه با بقای ایمپلنت و برخی پیامدهای بلندمدت همچنان محدودیت‌هایی دارد و نمی‌توان از آن‌ها به‌عنوان پیش‌بینی‌کننده مستقل و قطعی استفاده کرد. [4]

فراتحلیل Tisci و همکاران، ۲۰۲۶

این مرور نظام‌مند و فراتحلیل، ۴۸ مطالعه را بررسی کرد که ۲۰ مورد از آن‌ها در تحلیل کمی رابطه ISQ و گشتاور ورود وارد شدند. نتیجه تحلیل، همبستگی متوسطی با ضریب تجمیعی \(r=0.44\) نشان داد؛ اما ناهمگنی مطالعات بسیار بالا بود (\(I^2>90\%\)). همچنین شواهد موجود برای استفاده از ISQ اولیه به‌عنوان پیش‌بینی‌کننده مستقل تحلیل استخوان حاشیه‌ای یا بقای ایمپلنت کافی ارزیابی نشد. [1]

این نتایج نشان می‌دهند که رابطه دو شاخص به شرایط مطالعات، جمعیت بررسی‌شده، روش اندازه‌گیری و ویژگی‌های سیستم‌های ایمپلنت وابسته است. در نتیجه، ممکن است در برخی شرایط با هم تغییر کنند، اما میزان همبستگی آن‌ها لزوماً به‌اندازه‌ای نیست که یکی بتواند دیگری را به‌طور دقیق پیش‌بینی کند.

نتیجه علمی: بهتر است Insertion Torque و ISQ به‌عنوان دو ابزار مکمل برای ارزیابی ثبات در نظر گرفته شوند، نه دو روش قابل‌جایگزینی که همیشه به نتایج معادل می‌رسند.

۶. آیا گشتاور بالا یا ISQ بالا به معنی موفقیت ایمپلنت است؟

خیر. مقادیر بالاتر در برخی شرایط می‌توانند نشان‌دهنده ثبات مکانیکی بیشتر باشند، اما تفسیر آن‌ها باید در چارچوب وضعیت بالینی و سایر یافته‌های درمانی انجام شود.

محدودیت تفسیر گشتاور ورود

گشتاور بالا ممکن است بیانگر درگیری مکانیکی بیشتر ایمپلنت با استخوان باشد؛ با این حال، در برخی شرایط ممکن است افزایش فشردگی استخوان و تنش‌های مکانیکی را نیز منعکس کند. بنابراین، دستیابی به بیشترین مقدار ممکن گشتاور نباید به‌عنوان هدف مستقل جراحی در نظر گرفته شود.

مرور Greenstein و Cavallaro در سال ۲۰۱۷ نشان می‌دهد که شواهد مربوط به حداقل و حداکثر گشتاور مناسب به شرایط بالینی و پروتکل مورد استفاده وابسته است؛ این مرور همچنین بر اهمیت کنترل حرکت میکروسکوپی ایمپلنت در فرایند استئواینتگریشن تأکید می‌کند. [5]

محدودیت تفسیر ISQ

مقدار ISQ به وضعیت مکانیکی مجموعه ایمپلنت و استخوان مربوط است، اما به‌تنهایی تمام ابعاد زیستی ترمیم را نشان نمی‌دهد. یک مقدار منفرد نمی‌تواند جایگزین بررسی شرایط موضعی، کیفیت استخوان، وضعیت بافت نرم، طراحی پروتز و سایر عوامل مرتبط با بیمار شود.

همچنین، تغییرات ISQ در اندازه‌گیری‌های متوالی ممکن است اطلاعات بیشتری نسبت به یک اندازه‌گیری منفرد فراهم کنند؛ البته این اطلاعات نیز باید با توجه به روش اندازه‌گیری، زمان پیگیری و شرایط بالینی تفسیر شوند. [3، 4، 6]

آیا می‌توان یک آستانه ثابت برای همه بیماران تعیین کرد؟

نمی‌توان یک مقدار واحد از گشتاور ورود یا ISQ را بدون در نظر گرفتن شرایط بالینی، نوع ایمپلنت، پروتکل جراحی و پروتکل بارگذاری، برای همه بیماران معیار قطعی قرار داد.

در مطالعات مختلف، آستانه‌های متفاوتی برای انتخاب پروتکل بارگذاری استفاده شده‌اند. این تفاوت‌ها خود نشان می‌دهند که مقادیر گزارش‌شده باید در زمینه همان مطالعه و معیارهای انتخاب بیمار تفسیر شوند. [1، 5]

در نهایت، تصمیم‌گیری درباره بارگذاری فوری، زودهنگام یا متعارف باید بر پایه مجموعه‌ای از ارزیابی‌های بالینی، مکانیکی و پروتزی و دستورالعمل سیستم مورد استفاده انجام شود؛ نه صرفاً بر اساس عبور یک شاخص از عدد مشخص.

۷. چگونه از Insertion Torque و ISQ در ارزیابی بالینی استفاده کنیم؟

از منظر کاربرد بالینی، بهتر است هر اندازه‌گیری در ارتباط با سؤال مشخصی تفسیر شود.

مرحله اول: ارزیابی پیش از جراحی

پیش از کاشت، ارزیابی استخوان، شرایط آناتومیک، ویژگی‌های محل درمان و برنامه پروتزی اهمیت دارد. این اطلاعات به انتخاب سیستم ایمپلنت، ابعاد مناسب آن و برنامه‌ریزی روش جراحی کمک می‌کنند.

مرحله دوم: ثبت گشتاور ورود

حین جای‌گذاری ایمپلنت، ثبت گشتاور می‌تواند اطلاعاتی درباره مقاومت مکانیکی هنگام کاشت ارائه کند. این مقدار باید با توجه به دستورالعمل سیستم، نحوه آماده‌سازی استئوتومی و شرایط بالینی تفسیر شود.

مرحله سوم: اندازه‌گیری ISQ در صورت نیاز

در صورت استفاده از تحلیل فرکانس تشدید، بهتر است روش و تجهیزات اندازه‌گیری مطابق دستورالعمل دستگاه انتخاب شوند. ثبت مقدار پایه و تکرار اندازه‌گیری در شرایط استاندارد می‌تواند به بررسی روند تغییرات کمک کند.

مرحله چهارم: تفسیر مجموعه یافته‌ها

مقادیر گشتاور و ISQ باید در کنار شرایط بالینی، کیفیت استخوان، طراحی و پایداری پروتز، نیروهای اکلوزال و ملاحظات مرتبط با بیمار بررسی شوند.

مرحله پنجم: تصمیم‌گیری درباره بارگذاری

بارگذاری ایمپلنت تصمیمی چندعاملی است. اطلاعات حاصل از گشتاور ورود و ISQ می‌توانند در این فرایند مفید باشند، اما به‌تنهایی تعیین‌کننده زمان مناسب بارگذاری نیستند.

برای مطالعه بیشتر درباره عوامل مؤثر بر انتخاب پروتکل بارگذاری، مقاله بارگذاری فوری در ایمپلنتولوژی را بخوانید.

۸. ارتباط طراحی ایمپلنت‌های اشترومن با ثبات اولیه

طراحی سیستم ایمپلنت یکی از عوامل مؤثر بر نحوه درگیری مکانیکی آن با استخوان است. با این حال، مقایسه عملکرد سیستم‌های مختلف باید با توجه به طراحی، پروتکل جراحی و شواهد اختصاصی هر سیستم انجام شود.

سیستم Straumann BLX

طبق اطلاعات رسمی شرکت اشترومن، سیستم Straumann BLX با رویکردی طراحی شده است که بر پروتکل‌های درمانی فوری تمرکز دارد و از مفهوم Dynamic Bone Management بهره می‌برد. شرکت، این مفهوم را به بازتوزیع استخوان طبیعی و کنترل گشتاور ورود با هدف دستیابی به ثبات اولیه مناسب مرتبط می‌کند. این سیستم همچنین از مواد Roxolid و سطح SLActive استفاده می‌کند. [9]

اطلاعات رسمی محصول را می‌توان در صفحه Straumann BLX Implant System مشاهده کرد.

از منظر بالینی، اهمیت این ویژگی‌ها باید در چارچوب طراحی اختصاصی سیستم، پروتکل جراحی و شرایط بیمار بررسی شود. طراحی یک سیستم برای تسهیل پروتکل‌های فوری به این معنا نیست که بارگذاری فوری در تمام موارد مناسب است یا نتیجه درمان را می‌توان صرفاً از روی طراحی محصول پیش‌بینی کرد.

تفاوت نقش طراحی ایمپلنت با شاخص‌های اندازه‌گیری

طراحی ایمپلنت می‌تواند بر نحوه ایجاد ثبات مکانیکی اولیه اثر بگذارد. گشتاور ورود، مقاومت چرخشی هنگام کاشت را ثبت می‌کند و ISQ نیز وضعیت مکانیکی مجموعه ایمپلنت و استخوان را از طریق تحلیل فرکانس تشدید ارزیابی می‌کند.

این مفاهیم مکمل یکدیگرند، اما یکسان نیستند. ویژگی‌های محصول، نتایج اندازه‌گیری و شواهد بالینی باید در چارچوب‌های مربوط به خود بررسی شوند.

برای آشنایی بیشتر با نقش ویژگی‌های سطحی در فرایند ترمیم، مقاله بررسی سطح‌های SLA و SLActive را مطالعه کنید.

همچنین برای آشنایی با نقش برنامه‌ریزی و روش‌های جراحی دیجیتال، مقاله جراحی گایدد چیست؟ مرتبط است.

۹. پرسش‌های پرتکرار درباره ثبات اولیه ایمپلنت

آیا Insertion Torque و ISQ یک مفهوم را اندازه‌گیری می‌کنند؟

خیر. Insertion Torque مقاومت چرخشی ایمپلنت هنگام ورود را ثبت می‌کند؛ در حالی که ISQ از تحلیل فرکانس تشدید برای ارزیابی وضعیت مکانیکی مجموعه ایمپلنت و استخوان استفاده می‌کند. این دو شاخص اطلاعات مرتبط اما متفاوتی ارائه می‌دهند.

آیا گشتاور ورود بالاتر همیشه بهتر است؟

خیر. گشتاور بالاتر ممکن است نشان‌دهنده درگیری مکانیکی بیشتر باشد، اما تفسیر آن باید با توجه به وضعیت استخوان، طراحی ایمپلنت و پروتکل جراحی انجام شود. در برخی شرایط، افزایش بیش از حد فشردگی استخوان می‌تواند نامطلوب باشد.

آیا ISQ بالا موفقیت ایمپلنت را تضمین می‌کند؟

خیر. ISQ شاخصی از وضعیت مکانیکی مجموعه ایمپلنت و استخوان است و به‌تنهایی موفقیت بلندمدت یا کیفیت کامل ترمیم زیستی را تضمین نمی‌کند.

آیا ISQ را می‌توان در چند نوبت اندازه‌گیری کرد؟

بله. تحلیل فرکانس تشدید یک روش غیرتهاجمی است و می‌توان آن را در زمان‌های مختلف، مطابق دستورالعمل دستگاه و با روش استاندارد، تکرار کرد. بررسی روند تغییرات ممکن است اطلاعات مفیدی فراهم کند، اما باید همراه با سایر یافته‌های بالینی تفسیر شود.

آیا برای همه ایمپلنت‌ها یک آستانه ثابت گشتاور یا ISQ وجود دارد؟

خیر. مقادیر مورد استفاده در مطالعات و پروتکل‌ها متفاوت‌اند و تفسیر آن‌ها به سیستم ایمپلنت، شرایط بیمار، محل کاشت، روش جراحی و نوع بارگذاری وابسته است. یک آستانه واحد نباید بدون توجه به این عوامل به همه موارد تعمیم داده شود.

جمع‌بندی

ثبات اولیه ایمپلنت یکی از مؤلفه‌های مهم ارزیابی مکانیکی در ایمپلنتولوژی است، اما تعریف و تفسیر آن به یک عدد مشخص محدود نمی‌شود. Insertion Torque و ISQ دو روش متفاوت برای بررسی ابعاد مرتبط با ثبات ایمپلنت هستند و هرکدام محدودیت‌های خاص خود را دارند.

شواهد موجود نشان می‌دهند که بین این دو شاخص ممکن است همبستگی وجود داشته باشد، اما اندازه این رابطه در مطالعات مختلف یکسان نیست. همچنین، استفاده از هر یک به‌عنوان پیش‌بینی‌کننده مستقل و قطعی بقای ایمپلنت یا موفقیت درمان از نظر علمی پشتیبانی کافی ندارد.

در عمل، تفسیر گشتاور ورود و ISQ باید با ارزیابی شرایط استخوان، طراحی و ویژگی‌های سیستم ایمپلنت، پروتکل جراحی، برنامه پروتزی و سایر عوامل بالینی همراه باشد. این رویکرد به استفاده دقیق‌تر از شاخص‌های ثبات کمک می‌کند و از تعمیم بیش از حد نتایج یک اندازه‌گیری منفرد جلوگیری می‌کند.

منابع علمی و مستندات محصول

منابع زیر مبنای علمی مقاله هستند. برای جلوگیری از اتکا به منابع تبلیغاتی یا ادعاهای تأییدنشده، ارجاع‌ها عمدتاً به مقالات داوری‌شده، مرورهای نظام‌مند و منابع نمایه‌شده در PubMed داده شده‌اند.

[1] Tisci A, et al. (2026). Resonance Frequency Analysis and Clinical Outcomes in Implant Dentistry: A Systematic Review and Meta-Analysis. Clinical Implant Dentistry and Related Research, 28(3), e70156.
مشاهده مقاله در PubMed | DOI

[2] Lages FS, Douglas-de-Oliveira DW, Costa FO. (2018). Relationship between implant stability measurements obtained by insertion torque and resonance frequency analysis: A systematic review. Clinical Implant Dentistry and Related Research, 20(1), 26–33.
مشاهده مقاله در PubMed | DOI

[3] Huang H, Wu G, Hunziker E. (2020). The clinical significance of the use of implant stability quotient (ISQ) measurements: A literature review. Journal of Oral Biology and Craniofacial Research, 10(4), 629–638.
متن کامل مقاله در PubMed Central | DOI

[4] Monje A, Ravidà A, Wang HL, Helms JA, Brunski JB. (2019). Relationship Between Primary/Mechanical and Secondary/Biological Implant Stability. The International Journal of Oral & Maxillofacial Implants, 34, s7–s23.
مشاهده مقاله در PubMed | DOI

[5] Greenstein G, Cavallaro J. (2017). Implant Insertion Torque: Its Role in Achieving Primary Stability of Restorable Dental Implants. Compendium of Continuing Education in Dentistry, 38(2), 88–95.
مشاهده مقاله در PubMed

[6] Sennerby L, Meredith N. (2008). Implant stability measurements using resonance frequency analysis: biological and biomechanical aspects and clinical implications. Periodontology 2000, 47, 51–66.
مشاهده مقاله در PubMed | DOI

[7] Cehreli MC, Karasoy D, Akca K, Eckert SE. (2009). Meta-analysis of methods used to assess implant stability. The International Journal of Oral & Maxillofacial Implants, 24(6), 1015–1032.
مشاهده مقاله در PubMed

[8] Mechanical stress during implant surgery and its effects on marginal bone: A literature review.
مشاهده مقاله در PubMed

[9] Straumann. Straumann BLX Implant System — Product Information.
صفحه رسمی محصول

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اشتراک گذاری:

سایر مقالات

مقالات
اشترومن ایران

بارگذاری فوری (Immediate Loading) ایمپلنت‌های دندانی

بارگذاری فوری (Immediate Loading) به معنای قرار دادن پروتز یا تاج موقت روی ایمپلنت در همان جلسه یا ظرف چند ساعت پس از جراحی کاشت ایمپلنت است. این روش، برخلاف بارگذاری تاخیری که پس از چند ماه انتظار برای ادغام استخوان انجام می‌شود، به بیماران امکان می‌دهد تا سریع‌تر ظاهر و عملکرد طبیعی دندان‌های خود را بازیابند.

ادامه مطلب »
مقالات
اشترومن ایران

جراحی گایدد (Guided Surgery) و مزایای آن

Guided Surgery یکی از پیشرفته‌ترین تکنیک‌ها در کاشت ایمپلنت است که با بهره‌گیری از فناوری دیجیتال و ابزارهای تخصصی، امکان کاشت دقیق ایمپلنت را فراهم می‌کند. این روش باعث افزایش Primary Stability، کاهش خطاهای جراحی و حداقل تهاجم به بافت‌های نرم و سخت می‌شود. Straumann به عنوان یکی از پیشروان ایمپلنتولوژی، مجموعه‌ای کامل از محصولات هماهنگ برای جراحی گایدد ارائه می‌دهد که موفقیت درمان را تضمین می‌کند.

ادامه مطلب »
بررسی سطح ایمپلنت اشترومن
مقالات
اشترومن ایران

بررسی سطح SLA و SLActive در ایمپلنت‌های اشترومن

یکی از مهم‌ترین عوامل موفقیت ایمپلنت‌های دندانی، سطح ایمپلنت است. شرکت اشترومن (Straumann) به عنوان یکی از پیشروهای صنعت ایمپلنتولوژی، دو نوع سطح بسیار شناخته‌شده و موثر را معرفی کرده است: SLA و SLActive. هر یک از این سطوح با تکنولوژی خاص خود، برای افزایش ادغام استخوان (osseointegration) و بهبود نتایج بالینی طراحی شده‌اند.

ادامه مطلب »